![]() |
|
![]() |
|
دوشنبه 1 خرداد 1391به قلم: مامان سروره ™
عزیز دل مامان روز به روز داری شیرین تر و خواستنی تر میشی . امشب قراره واسه اولین بار ببریمت حرم با باباجون . می خوام ببرمت حرم امام رضا رو ببینی . ببینی کی تو رو به من هدیه داده . خب بریم سراغ شربت . از وقتی زردی گرفتی بهت ترنجبین میدادیم . چون مزش خوب بود خیلی قشنگ می خوردی . ولی وای به حال روزی که می خوام بهت گرایپ واتر بدم . ببین خودتو چیکار می کنی. البته چون تکون می خوردی تار افتاده ولی بازم واسه یادگاری خوبه که خودتو ببینی که چقدر بد دوایی
وای مامان چی داری بهم میدی . چه بد مزه ست
چقدر شماها بی رحمین سه شنبه 2 خرداد 1391به قلم: مامان سروره ™
18:41 خطر تب کنگو لطفا جهت سلامت هموطنانمون اطلاع رساني كنيد دوشنبه 1 خرداد 1391به قلم: مامان سروره ™
عشقم امروز با مامان و مامان گلش رفته خرید . پسرم خودکفا شده . واسه خودش کلی چیزی خریده
دوشنبه 1 خرداد 1391به قلم: مامان سروره ™
19:55 خاطره ی زایمان يکشنبه 31 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
12:41 بازم محمدرضای مامان امروز دهمت بود . مامان گل بردت حمام . از حمام که برگشتی خیلی آروم و راحت خوابیدی
اینم عکست با علی پسر خاله سمیرا که یک هفته زودتر از شما دنیا اومد. جمعه 29 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
11:06 پستونک.... روز نهم دیشب طی یک عملیات پیروزمندانه موفق شدم کاری کنم که شما پستونک رو بگیری
بابا جون دیشب ازم خواست اسم وبلاگت رو عوض کنم . اسم وبلاگت از به عشق عشقم محمدرضا هدیع ی زیبای امام رضا به این اسم تغییر یافت پنجشنبه 28 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
17:24 هدیه مامانی ماهان نفسی
چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
9:00 کار های جدید پسر خوشگلم امروز صبح گذاشته بودمت روی تخت خودم پایین خوابیدم. جا نمی شدم . هی بلند میشدم نگاهت می کردم . کنار تشکت یه ذره ی خیلی کم بالا بود . بلند شدم دیدم غلت زدی و به پهلو خوابیدی . این اولین غلت توی خواب تو بود. قربون پسر گلم بشم من . راستی صبح که مامانی بیدار شده بوده و داشته جنابعالی رو عوض می کرده شما هم زحمت کشیدی و یه تشکر جانانه ازش کردی و روش جیش کرده بودی . پسرم داره آقا میشه . داره بزرگ میشه . شبها که پیش مامانی می خوابی تا صبح هزار بار دلم واست تنگ میشه . چندبار میام بالای سرت و نگاهت می کنم . دوستت دارم محمدرضای مامان چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
21:12 عشقم ...پسرم سلام پسر خوشگل مامان . الهی قربونت برم من . چقدر تو معصومی ولی من اینقدر ازت می ترسیدم . حالا دیگه ترسم ریخته و همه ی کارهاتو خودم می کنم. مامانی هم طفلک کارهای خونه رو می کنه . عاشقتم پسرم و دارم از لحظه لحظه بودنت کنارم لذت می برم . داشتم باهات بازی می کردم و جغجغه تکون میدادم و حرف می زدم مامانی اومده میگه انگار داری عروسک بازی می کنی انقدر که با حوصله باهاش حرف می زنی و بازی می کنی . گفتم مامان من نه ماه با این وروجک تو شکمم عشق کردم . حالا هم دارم از وجود پاکش لذت می برم . دیروز گل پسرم شناسنامه دار شد . باباجون یه حساب قرض الحسنه هم واسش تو بانک صادرات باز کرد . رفته گفته یه عابر کارت می خوام . گفتن چند سالشه؟ گفته 4 روزشه . من و بابا جون عاشقتیم باید بهت شیر بدم فعلا سه شنبه 26 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
12:57 عکسهای گل پسرم یادته مامان واست نوشته بودم کاش یه روز عکساتو بذارم توی وبلاگت . ؟ اینم عکسات راستی بند نافت هم دیشب توی 5 روزگیت افتاد و فعلا تا روز ختنه راحت شدی
ادامه مطلب سه شنبه 26 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
15:01 بالاخره موفق شدیم مادر و پسر بالاخره در شیر دادن و شیر خوردن موفق شدند
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
مرسی پسرم دوشنبه 25 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
12:29 پسرم پسرم 6 روزه شده محمدرضای خوشگلم سلام . دیگه نمی پرسم چطوری؟ چون کنارم خوابیدی و دارم می بینمت و صدای نفسهاتو می شنوم . دیگه منتظر نیستم ببینم چه شکلی ای. چون 6 روزه دارم صورت ماهتو می بینم . چشمهای خیلی قشنگی داری و نگاههای جذاب بخدا وقتی نگام می کنی دیوونه میشم . منم زل میزنم بهت . شاید شده که چند دقیقه همینطور فقط چشم در چشم به هم نگاه کردیم . پسرم لحظه لحظه ی استرس هام واسه تو ارزش داشت . حالا که کنارمی وقتی خوابی دلم واسه نگاه کردنت تنگ میشه . شب که می خوابم دلم واست تنگ میشه باید بلند شم و نگاهت کنم . خیلی دوستت دارم عشق مامان . اولش خیلی واسم سخت بود که تو اومدی . شاید داشتم افسردگی می گرفتم . تو هم شیر نمی خوردی و فقط جیغ می زدی و از حال می رفتی . منم می شستم گریه می کردم هرچی می گفتن با شیشه بهش بده من می گفتم نه . الهی من بمیرم که بهت گشنگی دادم . تو اون سه روز نزدیک 300 گرم وزنت کم شد . زردیت هم رفت بالا . فقط چون مک نمی زدی. از دیروز صبح شیر خودم رو با شیشه بهت دادم . نمی دونی چقدر آرومی پسرم . شیر می خوری و آروغ و لالا. باز سه ساعت بعد.... دیگه خودم کارهاتو انجام میدم . همشو . امروز از صبح ساعت یک ربع به هفت چشمای خوشگلت باز بود. واسم بلند بلند می خندیدی . یک ساعت و نیم با هم بازی کردیم و حرف زدیم . بعد هم دوتایی خوابیدیم . عاشقتم پسرم . البته کارها و حرف های باباجونت خیلی روم تاثیر گذاشت . این ارتباطم رو با تو مدیون باباجونتم . آخه تا دیروز تو از من فراری بودی و من از تو ولی الان تو بغلم آروم میگیری . هرچند با شیشه بهت شیر میدم ولی فقط خودم و توی بغل خودم . می خوام خودم مادرت باشم . دیشب باباجون توی گوشت اذان و اقامه و اسمت رو گفت . الان هم باباجون رفته شناسنامه ی پسرم رو بگیره . واااااااااااااای خدایا شکرت که مادر چنین پسری شدم دوشنبه 25 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
12:20 پسر چهار روزه ی من سلام مامان . سلام پسرم حالا دیگه کلمه ی پسرم رو با تمام وجودم حس می کنم . عاشقتم مامان جونم . اول روز مادر رو به مامان خودم و همه ی مامانا و خاله های نی نی سایتی تبریک می گم . شرمنده ام که نمیرسم تک تک بیام و بهتون تبریک بگم . حتما درک می کنین این پسر گل ما همه ی وقت مامانشو پر کرده . دیروز عصر اصلا سینمو نمی گرفتی و فقط جیغ می زدی . 4 ساعت تمام . منم باهات گریه می کردم . آخه چرا اینطوری مامان جون؟ دلم میسوزه وقتی جیغ می زنی . امروز صبح باز یکم بهتر شدی . سینمو گرفتی شیر خوردی و خوابیدی. الان هم خوابی . عصر وقت دکترته گلم . فردا هم باید ببریمت واسه تیروئید. پس فردا هم ببرمت بهداشت پرونده تشکیل بدم . خدایا بچه داری خیلی سخته ولی شکرت که منو لایق این نعمت بزرگ دونستی . بزرگیتو شکر شنبه 23 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
12:15 اولین عکسهای پسرم
پسرم شکل باباجونشه
جمعه 22 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
16:29 من و محمدرضا برگشتیم سلام پسر گلم . بالاخره انتظار منم به سر رسید . بالاخره پسر منم دنیا اومد. عشقم بالاخره پا توی این دنیا گذاشتی. روز چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 12.24 درست موقع اذان به روش سزارین توسط خانم دکتر متقی به دنیا اومدی . وزنت 3کیلو و 300 گرم بود مامان . خیلی ازت عکس گرفتم . حتما سر فرصت واست می ذارم . مرسی از همه ی خاله جونها که نگران من و محمدرضام بودین
عاشقتم پسرم پنجشنبه 21 ارديبهشت 1391به قلم: مامان سروره ™
|
|
|||
|
copyright 2011© : eshghemamanesh |